دیشب دوباره یادی از ما کردی
با اینکه بهم نمیرسیم نمیدونم چرا بیخیال هم نمیشیم
کاش تو بیخیال شی شاید اینجوری تحملش واسه من راحتر باشه
ما آدما همیشه اون چیزیو که دوست داشته باشیم بشنویم و خوب و واضح میشنویم
اون چیزیو که بخوایم ببینیم می بینیم نه اون چیزیکه واقعیت داره
بعنوان مثال در یک تجمع خیابونی یه بیننده تلویزیون(برفرض اینکه واقعیت ها رو نشون بده)دنبال طرفدار های خودش میگرده و میخواد همیشه اونا بیشتر ازبقیه باشن حتی اگه کمترن باشن توذهن خودش میگه اونا خیلی بودن دیدی
واین فقط بخاطر اینکه هرکسی نظر خودشو بیشتر از بقیه قبول داره
و فکر کنم دلیل این خودرای بودن ایرونی ها اینکه یاد نگرفتیم به نظر هم احترام بذاریم
البته این موضوع درباره همه صادق نیست ولی اکثرا اینجورین مگه نه؟
همیشه دلم میخواست همه حقیقت وبگن ولی افسوس که اینجوری نیست
ما با دروغ پیوند جدا ناپذیری بسته ایم
چرا؟
به گرداگرد من یه پیله درد
من ازاین پیله بایستی رها شم
میخوام بشکافم این فندان تنگو
که هم پرواز با پروانه ها شم
توی آبی پاک آسمون ها
اگه جایی برای موندم نیست
پس این شوق پریدن از کجاهاس
که فکر دیگری توی سرم نیست
برای پیکر فرسوده من
پناهی غیر ازاین خسته تنم نیست
پناهی غیر از آغوش خودم نیست
به خدا منم امام حسین رو دوست دارم
جایی که کار می کنم روبرو شهرداریه که بدستور شهردار محترم منطقه
یه بلندگو با تموم قوا از صبح زود شروع کرده به پخش غزاداری به زبون های مختلف
واقعا مغز واسم نموده
ازاین وبلاگهای پولکی متنفرم
دیگه اینقدر پیام میدن که حدو حساب نداره
وبلاگ جای گفتن حرفایی که در حالت عادی نمیشه به هرکسی گفت نه جای درآمد و کسب و کار
لعنت به این پول